چهارشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۶
امسال , اردو
اردوی جهادی ماندگار است .
همین برای مفید و آینده اردو کافیست!
جمعه ۲۰ مهر ۱۳۸۶
عیدتون مبارک!
روزه یکسو شد و عید آمد و دلها برخاست
می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست
نوبه زهد فروشان گران جان بگذشت
وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست
چه ملامت کند آنکس که چنین باده خورد
این چه عیبست بدین بی خردی وین چه خطاست
باده نوشی که درو روی و ریایی نبود
بهتر از زهد فروشی که درو روی و ریاست
ما نه رندان ریاییم و حریفان نفاق
آنکه او عالم سرست بدین حال گواست
فرض ایزد بگزاریم و به کس بد نکنیم
ور بگویند ره اینست بگوییم رواست
چه شود گر من وتو چند قدح باده خوریم
باده از خون رزانست نه از خون شماست
این چه عیبست کز آن عیب خلل خواهد بود
ور بود نیز چه شد مردم بی عیب کجاست
Sms :
Cheshmato beband o mano to zehnet tasavvor kon, tasavvor kardi? Tabrik migam, shoma mah ro royat kardi. Eyd bar shoma va khanevadeye mohtarametan mobarak bad. ….
هشدار که گر وسوسه عقل کنی گوش
آدم صفت از روضه رضوان به درآیی
سه شنبه ۶ شهریور ۱۳۸۶
ولادتش مبارک
درد عشقی کشیده ام که مپرس
زهر هجری چشیده ام که مپرس
گشته ام در جهان و آخر کار
دلبری برگزیده ام که مپرس
آنچنان در هوای خاک درش
می رود آب دیده ام که مپرس
من به گوش خود از دهانش دوش
سخنانی شنیده ام که مپرس
سوی من لب چه می گزی که مگوی
لب لعلی گزیده ام که مپرس
بی تو در کلبه گدایی خویش
رنجهایی کشیده ام که مپرس
همچو حافظ غریب در ره عشق
به مقامی رسیده ام که مپرس
بی تو در کلبه گدایی خویش….
چهارشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۸۶
دوستان هميشگي
۱- چند روز پيش توي ماشين نشسته بودم و داشتم از روي پل جلال آل احمد به سمت شرق ميرفتم، تيتر روزنامه اين مضمون رو داشت كه نمايندگان مجلس آمادة مذاكره با نمايندگان كنگره آمريكا هستند. سرم رو آوردم بالا ، ديدم رو ديوار از قول امام نوشته: آنها كه خواب آمريكا را ميبينند، خدا بيدارشان كند!
راستش نميتونم بقيه اون چيزايي كه تو ذهنم هست رو اينجا بنويسم.
بگذريم.
۲-بعضي موقع آدم يادش ميره كه آدمهاي دور و برش چه كارهايي براش كردن و دارند ميكنند، يا بايد اون خدمت ها قطع بشه تا آدم بفهمه، يا بايد مشكلات بقيه به چشم آدم بياد تا بفهمه كيا باعث رفع اين مشكلات برا خودش شدند.
۳- اين هفته همزمان و در يك مجلس ، مراسم عروسي دو تا از همدوره هاي دوران دبيرستان برگزار شد.
با هم ديگه رفيق شدند، دست همديگه رو گرفتن، با هم به موفقيتهاي تحصيلي رسيدند، با هم ديگه از اونور آب پذيرش گرفتند، همزمان عروسي كردند و…
اميدوارم با همديگه خوشبخت باشند، و اميدوارم همه كساني كه با هم دوست شدند با هم ادامه بدند.
۴- اخيرا يه مطالبي تو روزنامهها نظرم رو جلب ميكنه كه قبلا اصلا برام جذاب نبود، شايد باعث بشه يه سرفصل جديد تو مطالب تسنيم ايجاد كنم.
پنجشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۸۶
بسم ا… الرحمن الرحيم
۰- سال نو شما مبارك!
۱- صبح است ساقيا قدحي پرشراب كن/ دور فلك درنگ ندارد شتاب كن
۲- رفتيم اردو، رفقا برگشتن تهران، ولي من هنوز پام به تهران نرسيده!
براي مادرم هنوز من تو اردوي جهاديم!
چون تنها نرفتم اردو ، تا الان اردو هستم، يه جورايي پس قراولي اردو، اردوي متاهلي!
نميدونم ميشد اسم اردوي امسال رو اردوي متاهلي گذاشت يا نه؟
دوست دارم نظر دوستان رو در مورد اين اردو بدونم، اردوي متاهلي از نظر شما چطور بود؟
اول اسفند براي راه انداختن اين جريان با اميرخان رفتيم بيرجند
يه چيزايي ديديم و تصميم گرفتيم موضوع رو بررسي كنيم،
و حالا يه كارايي انجام داديم و اردو با حضور ۴ يا ۵ تا خانوم به صورت متاهلي برگزار شده و ايشالا نتايج پرباري هم داشته باشه.
دعا ميكنم سال بعد در مجمع اردوي متاهلي تصميم بگيريم كه مجردها رو هم اردو جهادي ببريم يا نه.
منظورم اينه كه دعا ميكنم همه رفقا هر چه سريعتر سروسامون بگيرند، ايشالا.
۳- اسمش محمد … بود، معروف به محمد مشهدي، از همرزمان دكتر چمران در لبنان بود، با دكتر اومده بود ايران، ارديبهشت ۶۱ هم شهيد شده بود، امشب سر مزارش بودم، به ذهنم اومد كه ما الان امثال چمران دورو برمون نيست كه ما محمد مشهدي باشيم؟ ما كه با دعاي رفقا مشهدي شديم! دعا كنيد محمدي هم بشيم ايشالا .
۴- بايد تا ساعت ۲۴ ديشب رمز ملي كارتم رو عوض ميكردم كه نشد، فكر ميكنيد چيميشه؟
چهارشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۵
?
خيلي ها به مسافرت فكر ميكنند،
بعضي ها موقع خواب به مسافرت فكر ميكنند،
بعضي ها وقتي بيدار شدند به مسافرت فكر ميكنند،
بعضيها در خواب هم به مسافرت فكر ميكنند،
خيلي ها به مسافرت فكر ميكنند،
بعضيها به مسافرت متاهلي فكر ميكنند،
پس چرا …
چون همه فكر ميكنند،
و كمتر عمل ميكنند،
وخدا كند آنها كه عمل ميكنند هم فكر كنند،
حداقل كمي فكر كنند،
دو صد گفنه چون نيمكردار نيست
آيا من فكر ميكنم؟
آيا من عمل ميكنم؟
آيا من بعد از عمل فكر ميكنم؟
آيا من بعد از فكر ، عمل مي كنم؟
آيا من هم اينگونه انتخاب مي كنم؟
آيا بين مسافرت خارجي و اردوي جهادي درست انتخاب ميكنم؟
آيا من كلا درست انتخاب ميكنم؟
اصلا آيا من انتخاب ميكنم؟
يا مرا انتخاب ميكنند؟
آيا من جهادي ميروم؟
آيا مرا جهادي ميبرند؟
آيا جهادي مرا ميبرد؟
آيا پس از عمري جهاد مستعفي خواهم شد؟
آيا جهادي هم استعفا دارد؟
آيا …….؟
آيا …؟
؟

