مرور خاطرات پروژه

madrese-sistan.jpg

دو شب گذشته را در روستای مرزی احمد آباد بسگان گذرانده ایم . و شام اول را مهمان شیخ احمد بودیم .

امشب را در روستای دلواش آباد خواهیم بود , روستایی بدون برق و دور افتاده تر از نظر نقشه ای . تراکم روستا ها در اطراف احمد آباد زیاد تر بود ولی اینجا یک روستای تک و تنها است که در غرب احمد آباد و حتی غرب اسلام آباد قرار دارد .

احتمالا مقداری بیش از احمد آباد سختی خواهیم کشید ولی خدا را شکر بلوچ ها کلا مردمی مهمان نواز هستند .

الان که دارم این سطور را می نویسم چند کودک از پشت درب بسته ماشین نظاره گر یادداشت نویسی من هستند . و به ماشین نزدیک شده اند و از پشت شیشه مرا نگاه میکنند . احتمالا وقتی دوربین موبایل را به سمتشان بگیرم همه آن ها فراری خواهند شد . تا ببینم چه میشود … !

۸۶/۱۱/۲۶ مقداد رستمخانی ۹.۴۵

۲ پاسخ به “ مرور خاطرات پروژه ”

  1. صالح گفت:

    خیلی مخلصیم حاج مقداد!

  2. كاظم گفت:

    من تو اين ساعت در مسير مشهد به تهران بودم. يادش به خير..

نظر بدهید