بایگانی برای ماه شهریور, ۱۳۸۵

predestinate

چهارشنبه, شهریور ۸م, ۱۳۸۵

۱- بالاخره بعد از كلي دوندگي و بالا و پايين رفتن توي ادارات، اجازه راه اندازي مجدد فعاليت هاي كارگاه رو به ما دادند و حالا ما بايد تا نيمه شعبان ( يعني در عرض ۱۰ -۱۲ روز) كاري رو كه بايد در عرض حدود ۴۰ روز انجام مي داديم به پايان برسونيم. خدا بخواد، [...]

اَللّهُمَّ طَيِّبْ بِقَضاءِك‌َ َنَفْسِي

پنجشنبه, شهریور ۲م, ۱۳۸۵

۱- يادم مياد تو دوران دانش‌آموزي، يه معلم رياضي داشتيم كه آدم خيلي باسوادي بود، تو دانشگاه شريف داشت مخابرات مي‌خوند، خيلي هم آدم افتاده و با ايماني بود، يه بار داشتم با دقت به نمازخوندنش گوش مي‌كردم، شنيدم تو قنوت نمازش خيلي با حال اين جملات رو ميگه: رَبِّ زِدني عِلماً وَ ايماناً وَ [...]

آنژيوگرافي

چهارشنبه, مرداد ۲۵م, ۱۳۸۵

۱- از ساعات ۶ صبح تا همين حالا(ساعت ۱۷) مركز قلب تهران بودم. انصافا بسيار بيمارستان مرتب منظمي است. اكثر متخصصان، پزشكان و كاركنانش با علاقه كار مي‌كنند، اما امان از آنهايي كه فقط زماني كار انجام مي‌دهند كه زور بالاي سرشان باشد. از حدود يك ماه قبل وقت گرفته بودم براي آنژيوگرافي مريضمان، ۲۵ [...]

لِقَاءَنا

چهارشنبه, مرداد ۱۸م, ۱۳۸۵

۱- بالاخره ما هم براي خودمون مشكلاتي داريم كه موجب ميشه بعضي وقت‌ها بد قولي كنيم. يكي از اين بدقولي‌ها عدم ارسال پست چهارشنبه گذشته بود. گرچه مي دونم كه اين وبلاگ خونندگان زيادي نداره، ولي به هر حال من بايد طبق روال گذشته پيش مي‌رفتم. به هر حال تهران نبودم و تو مشهد جاي [...]