بایگانی برای ماه مرداد, ۱۳۸۴

اولين پيش قراولي و داستان ترور

دوشنبه, مرداد ۳م, ۱۳۸۴

اسفندماه سال ۷۸ بود كه به عنوان معاون شهرداري اردوي جهادي زابل ۲ به همراه آقايان محمد رضا فرهمند(۱۵) سرپرست اردو، حميد احساني(۱۵) معاون اول اردو، عليرضا نوراللهي(۱۷) معاون تداركات اردو و ميثم كيايي(۱۷) معاون اجرايي اردو راهي زاهدان شديم و از اونجا با ماشين خودمون رو به زابل رسونديم. يه شب تو مهمونسراي دانشگاه [...]

…ز غمت به سينه كم آتشي كه نزد زبانه كَما تَشا

دوشنبه, تیر ۲۷م, ۱۳۸۴

چند وقت بود كه قصد كرده بودم خاطرات خودم رو از اردوي جهادي منظم و مستند كنم. البته دوستان هم به بهانه هاي مختلف منو تشويق به انجام اين كار مي كردند. بالاخره تصميم گرفتم با روش مورد نويسي، وقايعي رو كه تو اين ۶ سال حضورم در اردوي جهادي ، فعاليت هاي فارغ التحصيلي [...]

بسم ا…، ضريح گمشده، تسنيم….

پنجشنبه, تیر ۱۶م, ۱۳۸۴

مي خواستم ۲۷ تير به طور رسمي تسنيم رو معرفي كنم. اما ديدم كه بهتره شروع كار رو با نام كسي پيوند بزنم كه خدا كوثر ناميدش… به خاطر همين شعر ضريح گمشده رو پيدا كردم و به عنوان اولين مطلب تسنيم تايپ كردم. خدا ميدونه كه چند روز گشتم تا كتاب كفشهاي مكاشفه احمد [...]