مرور خاطرات پروژه


madrese-sistan.jpg

دو شب گذشته را در روستای مرزی احمد آباد بسگان گذرانده ایم . و شام اول را مهمان شیخ احمد بودیم .

امشب را در روستای دلواش آباد خواهیم بود , روستایی بدون برق و دور افتاده تر از نظر نقشه ای . تراکم روستا ها در اطراف احمد آباد زیاد تر بود ولی اینجا یک روستای تک و تنها است که در غرب احمد آباد و حتی غرب اسلام آباد قرار دارد .

احتمالا مقداری بیش از احمد آباد سختی خواهیم کشید ولی خدا را شکر بلوچ ها کلا مردمی مهمان نواز هستند .

الان که دارم این سطور را می نویسم چند کودک از پشت درب بسته ماشین نظاره گر یادداشت نویسی من هستند . و به ماشین نزدیک شده اند و از پشت شیشه مرا نگاه میکنند . احتمالا وقتی دوربین موبایل را به سمتشان بگیرم همه آن ها فراری خواهند شد . تا ببینم چه میشود … !

                     ۸۶/۱۱/۲۶ مقداد رستمخانی ۹.۴۵ 

پروزه

image035.jpg

اینجا سیستان وبلوچستان است ...

 مسیر دسترسی به یکی از روستا ها نزدیک مرز پاکستان . طرح کپر زدایی مدارس استان .  به لطف و مدد خداوند کمر پروزه را شکسته ایم .

مسافر

عبور باید کرد
صدای باد می آید , عبور باید کرد
و من مسافرم , ای باد های همواره !
مرا به وسعت تشکیل برگ ها ببرید .
مرا به کودکی شور آبها برسانید .
و کفش های مرا تا تکامل تن انگور
پر از تحرک زیبایی خضوع کنید .
دقیقه های مرا تا کبوتران مکرر
در آسمان سپید غریزه اوج دهید .
و اتفاق وجود مرا کنار درخت

بدل کنید به یک ارتباط گمشده پاک . 
 و در تنفس تنهایی
دریچه های شعور مرا بهم بزنید .
روان کنیدم دنبال بادبادک های آن روز
مرا به خلوت ابعاد زندگی ببرید .

حضور ” هیچ ” ملایم را 
 به من نشان بدهید ….. 

پایداری

همه ما آن را میدانیم , فقط محض یاد آوری است .
 هر سازمانی برای دوام خود باید بتواند نسل جدید , دوره های تازه تر را ” مسئول”  تربیت کند . یعنی ان ها در یک سازمان  احساس ” تعلق ” داشته باشند .

 اردوی جهادی نیز اینگونه است .

اگر در یک اردو ۵ نفر احساس کنند که اردو ” می برند ” و ۱۰۰ نفر احساس کنند اردو ” می روند ” آن اردو  و  آن سازمان دوامی نخواهد داشت . حتی اگر آن ۵ نفر ۱۰ سال دیگر تلاش برای برگذاری اردو نمایند .  اگر اردویی یا سازمانی , ۵۰ نفر احساس کنند اردو ” می برند ” و ۵۰ نفر احساس کنند اردو ” می روند ” جای بسیار امید واری است . هر چند همیشه باید تلاش کرد , به تقطه ایده ال نزدیک شویم . یعنی همه آن ۱۰۰ نفر هر یک در جای خود , در مسئولیت خود در توان خود احساس کند که می تواند اردو ” ببرد” .

این یعنی یک موفقیت بزرگ در سازمان .

دلواش آباد

 رفیق خیل خیالیم و همنشین شکیب
                           قرین آتش هجران و هم قران فراق   

delvash-abad-861126.jpg

اینجا ساعت ۶.۳۰ بعد الظهر , هوا تاریک شده و ما آمدیم توی کپر تا کمی استراحت کنیم .

 فردا صبح  دوباره کار را ادامه دهیم .

                                             روستای بدون برق . دلواش آباد . نزدیکی مرز پاکستان

امسال , اردو

 اردوی جهادی یک نیاز است .
هر نیازی را پاسخی است .
اردوی جهادی ماندگار است .
پاسخ به یک نیاز بدون جواب در افراد راز ماندگاری و موفقیت اردوی جهادی است . 

 برای اردو های جهادی مفید همین قدر بس  که توانسته تشکل های دیگری را نیز بوجود آورد  . تشکل ها و حرکت های  دیگری در دانشگاههای و موسسات مختلف, این یعنی موفقیت اردوی جهادی مفید .
همین برای مفید و  آینده اردو کافیست!

ما اینجاییم !

امروز , جمعه , ۵ بهمن , جنوب شرقی سیستان وبلوچستان , روستای کمبیک دپ

روستا بین چابهار و ایرانشهر است .

کپر است و دیگر هیچ !

بدون شرح !

نیشابور , آرامگاه عطار , یک آذر  !

عیدتون مبارک!

روزه یکسو شد و عید آمد و دلها برخاست
می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست

نوبه زهد فروشان گران جان بگذشت
وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست

چه ملامت کند آنکس که چنین باده خورد
این چه عیبست بدین بی خردی وین چه خطاست

باده نوشی که درو روی و ریایی نبود
بهتر از زهد فروشی که درو روی و ریاست

ما نه رندان ریاییم و حریفان نفاق
آنکه او عالم سرست بدین حال گواست

فرض ایزد بگزاریم و به کس بد نکنیم
ور بگویند ره اینست بگوییم رواست

چه شود گر من وتو چند قدح باده خوریم
باده از خون رزانست نه از خون شماست

این چه عیبست کز آن عیب خلل خواهد بود
ور بود نیز چه شد مردم بی عیب کجاست

Sms :
Cheshmato beband o mano to zehnet tasavvor kon, tasavvor kardi? Tabrik migam, shoma mah ro royat kardi. Eyd bar shoma va khanevadeye mohtarametan mobarak bad. ….

هشدار که گر وسوسه عقل کنی گوش
آدم صفت از روضه رضوان به درآیی

کشتی نوح

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح
ورنه طوفان حوادث ببرد بنیادت