یادداشتی بر مسافرت جهادی

سال‌هاست که بسیاری از افراد، بهترین زمان خود برای استراحت و تفریح را صرف رفتن به مناطق محروم کشور نموده و در شرایط سخت و دشوار به کار مشغول می‌شوند. به مناطق محروم کشور می‌روند تا وجه دیگری از آنچه در خاک کشور وجود دارد را نظاره کنند. این وجه دیگر فقر و محرومیت نام دارد و یقینا آن روی سکه رفاه و امکانات است که ناعادلانه از یکدیگر جدا شده‌اند عده‌ای در ناز و نعمت و غرقه در امکانات و عده‌ای در جستجوی حداقلی برای زنده ماندن. البته مشاهده محرومیت دلیل اصلی این سفر نیست بلکه محرمیت‌زدایی هدف متعالی آن است. مسافران این سفر جهادگر نامیده می‌شوند و تلاش برای از بین بردن محرومیت را جهاد خود می‌دانند. سفر‌های جهادی سال‌هاست استمرار پیدا کرده و ترویج یافته‌اند چراکه تشکل‌های مختلفی در سراسر کشور تعطیلات سال نو خود را رفتن به این سفرها برنامه‌ریزی می‌کنند. البته گسترش مسافرت‌های جهادی تا تبدیل شدن به فرهنگ جهادی در میان مردم و مسئولان راه زیادی در پیش دارد. مجمع فارغ‌التحصیلان دبیرستان مفید یکی از این گرو‌ه‌هاست که مسافرت جهادی را همه ساله و در ایام تعطیلات نوروز در برنامه خود داشته و ان‌شاءالله خواهد داشت.

 IMG_0827.JPG

نوروز ۸۸ زمانی بود که توسط مجمع فارغ‌التحصیلان دبیرستان مفید برای سفر به شهرستان کهنوج واقع در استان کرمان انتخاب شد. برنامه‌ریزی صورت‌گرفته برای انجام کار‌ها به‌گونه‌ای بود که محور کلی فعالیت‌ها را ، همکاری در پروژه‌های عمرانی روستا‌های حومه شهرستان کهنوج تشکیل می‌داد. در کنار فعالیت‌های عمرانی، کار‌های فرهنگی در میان روستائیان موسوم به فرهنگی خارجی تدارک دیده شده بود. همچنین آموزش نیز برای دانش‌آموزان شهرستان کهنوج از دیگر اقدامات برنامه‌ریزی شده برای مسافرت بود. برای مدیریت بهتر زمان‌های فراغت حاضرین در سفر نیز تمهیداتی در قالب فرهنگی داخلی اندیشیده شده بود. و برنامه‌های شهرداری که مدیریت و اجرای امور مربوط به خوراک و بهداشت را در طول سفر فراهم می‌کرد. البته موضوعات کاری دیگری هم برای تدارکات و پشتیبانی هرچه بهتر این سفر وجود داشت تا مسافرت جهادی نوروز ۸۸ در بهترین شرایط برگزار گردد.

IMG_1368.JPG

مجموعه تلاش‌های صورت گرفته توسط یکایک مسئولین و معاونت‌های سفر که کاملا مشهود نیز بود، گواه همین مدعی است. برخی از مسئولین اردو در طول شبانه‌روز بیشتر از ۴ ساعت زمانی را برای استراحت پیدا نمی‌کردند و این نشان از بالا بودن حجم کار‌ها و در عین حال مسئولیت‌پذیری آنها داشت که حقیقتا جای تشکر و قدردانی فراوان دارد. کیفیت برگزاری بخش‌های مختلف اردو بیان‌گر برنامه‌ریزی خوب و اجرای بهتر در مسافرت جهادی نوروز ۸۸ کهنوج بود. با همه تلاش‌های بی‌وقفه برای برگزاری اردو، ایراداتی در برخی از بخش‌های اردو به چشم می‌خورد که امید است بیان آنها در ادامه این نوشته آثار مثبتی را برای برگزاری بهتر سفر‌های آتی به دنبال داشته باشد.

همان‌گونه که مطرح شد فعالیت‌های عمرانی مشهود‌ترین بخش در سفر جهادی کهنوج بود. تفاوت فعالیت‌های عمرانی در این سفر با سفرهای گذشته در نوع کار بود. ساخت اسکت و دیوار خانه‌های پیش‌ساخته با استفاده از روش پلی ون عمده‌ترین تفاوت در کار‌های عمرانیِ این دوره با دور‌ه‌های پیشین بود. این تفاوت، خود مسائل جدیدی را باعث شد که مدیریت آنها به نسبت گذشته دربرگیرنده نکات مثبت از یک‌سو و برخی دشواری‌ها از سوی دیگر بود. ساخت خانه‌های پیش‌ساخته سبب تسریع در انجام کار و به ثمر نشستن سریع تلاش‌ها با کامل شدن کار اعم از اسکلت‌ها یا دیوار‌های گچی در پایان یک روز کاری می‌شد. اما بالطبع پشتیبانی مصالح و ابزار‌های کار نیز باید متناسب با کار ساخت خانه‌ها تسریع می‌شد. پشتیبانی تا حدودی با سرعت کار صورت گرفت اما در بسیاری از موارد به طور مستقیم در ایجاد وقفه در تکمیل کار‌ها نقش داشت. از سوی دیگر پایان پذیرفتن سریع کار‌ها سبب افزایش تعداد خانه‌ها و در نتیجه نیاز به جابجایی میان خانه‌ها شده بود که مشکلات حمل و نقل دلیل دیگری بر پایین بودن راندمان کاری در امور عمرانی شده بود.

IMG_0868.JPG

از مسائل و مشکلات در کار‌های عمرانی که بگذریم، یک سوال اساسی ذهن بسیاری از افراد حاضر در اردو از جمله من را به خود مشغول کرده‌ بود که ساخت نیمه‌کاره چند خانه در میان حجم انبوه از کار (حدود ۵۰ خانه نمیه‌کاره در میان ۷۰۰۰ خانه برای مددجویان کمیته امداد) برداشتن باری از دوش منطقه می‌تواند باشد یا فرهنگ‌سازی برای فعالیت و ایجاد انگیزه؟ مردمی که به دلایل مختلف دست از کار کشیده‌اند و به اندک هزینه‌ای که به‌عنوان صدقه دریافت می‌کنند راضی شده‌اند و تلاشی را برای بهبود زندگی خود و اطرافیان انجام نمی‌دهند. شاید انگیزه افراد حاضر در اردو برای آنها غیر قابل درک بود، حتی رفتار جهاد‌گران در کمک به ساخت خانه برای آنها در بعضی موارد با تمسخر آنها پاسخ داده می‌شد. همه افرادی که در سفر جهادی نقشی داشته و دارند باید به پاسخ این سوال بیاندیشند که چگونه می‌‌توان روحیه کار و تولید را به روستا، مکانی که باید مولد باشد و نه مصرف‌گرا، برگرداند و آنها را تشویق به کار نمود. باید طرحی نو در انداخت تا تلاش برای محرومیت‌زدایی، محرومان را متوقع و گدا صفت نکند. بلکه به جای دادن ماهی به آنها، فن ماهی‌گیری را بیاموزند. چرا‌که مدت سفر جهادی یک بازه زمانی بسیار کوتاه است و باید تلاش کرد تا آثار بلند‌مدت‌تری در مناطق محروم از سفر جهادی باقی بماند. آنچه در طول این سفر بیش از محرومیت به چشم می‌خورد پذیرش آن توسط افراد ساکن در آن مناطق بود. آنها پذیرفته بودند که زندگی آنها همان شرایط را دارد و هیچ تلاشی را برای بهبود آن نمی‌کردند. اسف‌بارتر این‌که دست خود را به‌سوی دیگران دراز می‌کردند و از این کار خود هیچ شرمی نداشتند. ذکر این نکته ضروری است که مقصود از بهبود شرایط زندگی روستائیان، نایل شدن به امکانات زندگی شهری و تبدیل روستا به شهر نیست. بلکه بهبود در همان فرهنگ و شرایط روستا و توسعه کسب‌وکار روستایی معنی دارد. فرهنگ روستایی و تفاوت آن با فرهنگ شهری موضوع مهمی است که در این مجال نمی‌گنجد و خود موضوعی است که باید به‌طور مفصل بدان پرداخته شود.

IMG_0887.JPG

فعالیت‌های فرهنگی، محور دیگری از سفر جهادی را تشکیل داده بود. این نوع فعالیت‌ها از جنبه‌های مختلف با کار‌های عمرانی و اجرایی تفاوت‌های زیادی دارند. یکی از این جنبه‌ها زمان اثر‌بخشی است. کار‌های به اصطلاح فرهنگی اگر اثربخش باشند،‌ آثار بلند مدت‌تری به نسبت کار‌های اجرایی دارند. از سوی دیگر آثار این قبیل فعالیت‌ها چندان مستقیم نبوده و تشخیص این‌که یک کار فرهنگی دقیقاً چه تأثیری را بر روی افراد خواهد داشت به سادگی امکان‌پذیر نیست. کار‌های فرهنگی نیاز به درگیری ذهنی بیشتر و نگاه مسئولانه‌تری به نسبت کار‌های اجرایی دارند. بیان این تفاوت‌ها که البته همه آنها نیست، به این خاطر است که مخاطبان برای بررسی و تعمق در این موضوع باید با زاویه دید دیگری به آن نگاه کنند. اما باید این سوال را مطرح کنیم که کار فرهنگی به چه معنی است؟ اگر وقت کودکان و نوجوان روستایی را با انواع بازی‌ها و آموزش‌های مختلف، پربار کردن به این معنی است که ما کار فرهنگی انجام داده‌ایم؟ آیا کار فرهنگی آموزش احکام و نماز یا آموزش‌هایی از این قبیل است؟ شاید بهتر باشد سوال کلی‌تری مطرح شود تا تعاریف مشترک ( البته اگر اشتراکی در دیدگاه‌ها برای این تعریف وجود داشته باشد) را برای بحث مورد استفاده و استناد قرار دهیم. سوال اینجاست که فرهنگ به چه معناست؟ پاسخ به این سوال کمک می‌کند بتوان کار فرهنگی را دقیق‌تر تعریف نموده و موضوع با دقت بیشتری پیش برده شود. به تعبیر نگارنده، مجموعه رفتار‌های مشترکی (شامل، آداب، سنت‌ها، باور‌ها، اخلاق‌ها و…)که از انسان‌های حاضر در یک محدوده زمانی و مکانی سر می‌زند، فرهنگ نام دارد. عنصر اندیشه و فکر، در ساخت فرهنگ‌ها نقشی حیاتی دارد. آن دسته از افرادی که از قوه اندیشه قوی‌تری برخوردار باشند طبیعتا صاحب فرهنگ غنی‌تری هستند. و آن دسته از افرادی که به محیط اطراف خود و رفتار‌هایشان نگاهی از فکر نمی‌اندازند، با فرهنگی در سطح پایین‌تر زندگی می‌کنند. چه بسیار مردمی که کور‌کورانه دنباله‌رو سنن پدارنشان هستند بدون این‌که شرایط زمان و مکان خود را بدانند و آن رفتار‌ها را با دنیای جدید مطابقت دهند. مجموعه فرهنگ‌ها نیز مفهوم کلان‌تری به نام تمدن را تشکیل می‌دهد. تمدن‌های بشری نیز بر پایه فکر و اندیشه، ارزشمند‌ترین نعمت خداوند، شکل گرفته‌اند. مطالعه افکار و تفکرات اندیشمندان یک تمدن کمک شایانی به شناخت تمدن‌ها و فهم دلایل شکل‌گیری و تفاوت آنها با یکدیگر می‌کندحال با این تعاریف باید دید کار فرهنگی به چه معنا است و چگونه باید باشد. کار فرهنگی به مجموعه‌ای از فعالیت‌ها اتلاق می‌شود که با حوزه فرهنگ مردم سروکار دارد. این تعریف نشان می‌دهد که کار ضدفرهنگ هم نوعی کار فرهنگی است(!) ولی در جهت تخریت فرهنگ یا از بین بردن یک فرهنگ. کار فرهنگی اگر بخواهد اثرگذار باشد باید به جای کار بر روی معلول‌ها به کار بر روی علت، تبدیل شود. به عبارت واضح‌تر باید کار بر روی رفتار‌ها، آداب و سرگرمی‌ها به کار بر روی فکر و اندیشه تبدیل شود. آنچه در میان ساکنان مناطق دور افتاده ایران کاملا مشهود بود فقدان اندیشه در میان کودکان، نوجوانان و جوانان آن مناطق بود. بسیاری از آنها علی‌رغم این‌که افراد با استعدادی بودند اما فکر کردن برای آنها کاری سخت و دشوار بود. به عنوان مثال در سفر جهادی نوروز ۸۸ در شهر کهنوج زمانی که نقاشی‌های بچه‌ها را مشاهده نمودم، با این وجود که هیچ موضوعی برای نقاشی انتخاب نشده بود ولی نقاشی‌ها همه حول یک موضوع بود حتی جزئیات آنها نیز کاملا یکسان بود. یعنی آنها هر آنچه را که توسط معلم خود در مدرسه آموخته‌اند، بدون هیچ دخل و تصرفی بر روی کاغذ‌ها آورده بودند. این یعنی برای آنها هیچ سوژه دیگری برای نقاشی وجود ندارد. حتی یکنواخت بودن جزئیات نشان از آن دارد که ذهن آنها کاملا در یک قالب محدود و بسته قرار دارد. آنها چیزی یاد نگرفته‌اند بلکه طوطی‌وار آنها را تکرا می‌کنند. از این دست مثال‌ها در بسیاری از رفتار‌ها و سخنان آنها قابل مشاهده است. حال کار فرهنگی باید چیزی را به آنها دیکته کند یا به آنها آموزش بدهد که بیاموزند. به‌جای بسیاری از تمرین‌ها، تمرین فکر کردن را با کودکان و نوجوانان انجام دهند. نماز و برخی رفتار‌های دینی اگر به افرادی با چنین ویژگی‌های ذهنی، آموزش داده شود چه آثاری خواهد داشت؟ آنها به نماز اعتقاد پیدا می‌کنند یا آن را کورکورانه یاد خواهند گرفت؟ آیا آنها مسلمان می‌شوند با یاد می‌گیرند که چگونه ادای مسلمان‌ها را در بیاورند و مانند مسلمان‌ها رفتار کنند؟ مگر نباید در پس رفتار‌های دینی، بینش و بصیرتی وجود داشته باشد؟ آیا در کار فرهنگی باید فرهنگی را تبلیغ نمود یا به آنها کمک نمود تا خود فرهنگی متنایب با شرایط خود ایجاد نمایند.

IMG_0984.JPGIMG_1060.JPGIMG_0992.JPG

پیشنهاد می‌شود برای سال‌های آتی و سفر‌های جهادی آینده کار‌های عمرانی و کار‌های فرهنگی بر این اساس برنامه‌ریزی شوند که زمان پایان سفر، نتیجه کار‌های عمرانی علاوه بر ساخت خانه، ایجاد روحیه و انگیزه‌ای برای کار کردن برای مردان و بزرگ‌سالان آن مناطق باشد و نتیجه کار‌های فرهنگی، یاد‌گیری یا حداقل علاقه‌مندی به فکر و اندیشیدن برای کودکان و جوانان آن مناطق باشد.

من از مفصل این نکته مجملی گفتم / تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

                                                                                                       محمد باقری

mohammadebaqeri@gmail.com

پایان سال هشتاد و هفت

یادم میاد کمتر از شش ماه پیش وقتی به یه دوست گفتم داریم رو روش های جدید ساخت تو سیستم ساختمان های پیش ساخته کار می کنیم، یه دفعه اون دوستم این عکس رو از توی مجله کنار دستش نشونم داد و گفت یعنی می تونید مثل این ویلا رو بسازید.

vila ۱

نگاه کردم و گفتم آره ، میشه ! و الان کار ساخت استخوان بندی نمونه اول رو تموم کردیم ، اون هم با یک روش نو، چند ماه تحقیقات و چند روز اجرا

ایشالا عکس تمام شده اون رو در پست های بعدی می زنم.

سال نو مبارک!

هدف زندگی

       هدف و غایت زندگی فتح و پیروزی نیست. هدف زندگی رشد و تعالی و خیر رسانی است. وقتی که به پشت سر و به کردار گذشته خود می نگریم، از لحظاتی که دلی را شاد کرده ایم بیشتر لذت می بریم تا از لحظه هایی که گوی سبقت را از کسی ربوده باشیم یا حریفی را شکست داده باشیم.

Rabbi Harold Kushner

 

 

همایش غدیر۳

 

 

پوستر همایش غدیر 3

 

we are looking at a model where different students(of varying ages) learn different things from different people in different places in different ways and at different times

صد مرده

 یک جمله ای دیدم که برام جالب بود!

“به او دهمرده نگوييد بلکه وي حقيقتا صدمرده است .”

                                 مقام معظم رهبری

نمایی از پروژه

جانمایی کل پروزه های شرکت پارس تزه در طرح کپر زدایی مدارس استان سیستان و بلوچستان

مسیر روستای سوردوکان

عکس هوایی google earthاز روستای سوردوکان

در گل فرورفتن ماشین شرکت

تراکتور ناجی نیسان شرکت که خود در گل فرو رفت

لودر ناجی تراکتور که او نیز …. 

 عکس شماره ۱ نمایی از کل پروژه های شرکت را در طرح کپرزدایی مدارس
استان سیستان و بلوچستان نمایش می دهد.۲۸ باب مدرسه یک و دو کلاسه
در شهرستان سرباز استان سیستان وبلوچستان

عکس شماره ۲ مسیر دسترسی به روستای سوردوکان ، نزدیکترین روستا به
شهر ایرانشهر را نشان می دهد .

 

عکس شماره ۳ به مدد google earth تهیه شده و ابعاد روستای سوردوکان را با حدود
۱۰ خانوار سکنه برای شما مشخص می کند.

 

عکس شماره ۴ نیسان شرکت را که در مسیر رسیدن به این روستا در بستر رودخانه
به گل نشسته است نشان می دهد.در حاشیه تراکتور ناجی نیسان را مشاهده می کنید.

 

عکس شماره ۵ تراکتور ناجی را می بینید که خود نیز در گل فرو رفته است.

 

عکس شماره ۶ یکی از لودرهای شرکت راهسازی پاز را که برای کمک به تراکتور
به محل آمده نشان می دهد که …!

مرور خاطرات پروژه

madrese-sistan.jpg

دو شب گذشته را در روستای مرزی احمد آباد بسگان گذرانده ایم . و شام اول را مهمان شیخ احمد بودیم .

امشب را در روستای دلواش آباد خواهیم بود , روستایی بدون برق و دور افتاده تر از نظر نقشه ای . تراکم روستا ها در اطراف احمد آباد زیاد تر بود ولی اینجا یک روستای تک و تنها است که در غرب احمد آباد و حتی غرب اسلام آباد قرار دارد .

احتمالا مقداری بیش از احمد آباد سختی خواهیم کشید ولی خدا را شکر بلوچ ها کلا مردمی مهمان نواز هستند .

الان که دارم این سطور را می نویسم چند کودک از پشت درب بسته ماشین نظاره گر یادداشت نویسی من هستند . و به ماشین نزدیک شده اند و از پشت شیشه مرا نگاه میکنند . احتمالا وقتی دوربین موبایل را به سمتشان بگیرم همه آن ها فراری خواهند شد . تا ببینم چه میشود … !

۸۶/۱۱/۲۶ مقداد رستمخانی ۹.۴۵

پروژه

image035.jpg

اینجا سیستان وبلوچستان است ...

مسیر دسترسی به یکی از روستا ها نزدیک مرز پاکستان . طرح کپر زدایی مدارس استان .  به لطف و مدد خداوند کمر پروزه را شکسته ایم .

مسافر

عبور باید کرد
صدای باد می آید , عبور باید کرد
و من مسافرم , ای باد های همواره !
مرا به وسعت تشکیل برگ ها ببرید .
مرا به کودکی شور آبها برسانید .
و کفش های مرا تا تکامل تن انگور
پر از تحرک زیبایی خضوع کنید .
دقیقه های مرا تا کبوتران مکرر
در آسمان سپید غریزه اوج دهید .
و اتفاق وجود مرا کنار درخت

بدل کنید به یک ارتباط گمشده پاک . 
 و در تنفس تنهایی
دریچه های شعور مرا بهم بزنید .
روان کنیدم دنبال بادبادک های آن روز
مرا به خلوت ابعاد زندگی ببرید .

حضور ” هیچ ” ملایم را 
 به من نشان بدهید ….. 

پایداری

همه ما آن را میدانیم , فقط محض یاد آوری است .
 هر سازمانی برای دوام خود باید بتواند نسل جدید , دوره های تازه تر را ” مسئول”  تربیت کند . یعنی ان ها در یک سازمان  احساس ” تعلق ” داشته باشند .

 اردوی جهادی نیز اینگونه است .

اگر در یک اردو ۵ نفر احساس کنند که اردو ” می برند ” و ۱۰۰ نفر احساس کنند اردو ” می روند ” آن اردو  و  آن سازمان دوامی نخواهد داشت . حتی اگر آن ۵ نفر ۱۰ سال دیگر تلاش برای برگذاری اردو نمایند .  اگر اردویی یا سازمانی , ۵۰ نفر احساس کنند اردو ” می برند ” و ۵۰ نفر احساس کنند اردو ” می روند ” جای بسیار امید واری است . هر چند همیشه باید تلاش کرد , به تقطه ایده ال نزدیک شویم . یعنی همه آن ۱۰۰ نفر هر یک در جای خود , در مسئولیت خود در توان خود احساس کند که می تواند اردو ” ببرد” .

این یعنی یک موفقیت بزرگ در سازمان .